![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
این نوشته در اصل مال این وبلاگه ولی از اون جایی که دیگه خواننده چندانی نداره تو وبلاگ شخصی خودمم گذاشتمش خوب : با زوق زوق دندونم از دیروز تا به همین لحظه دست به یقه ام. ساعت حدود سه بود که موبایلم با یک شماره ناآشنا زنگ خورد. به امید یک ناجی گوشی رو برمیدارم و میگم بله؟ شادی ، همون شادی که مادر یک جفت دختر نازه پشت خطه.-گفته بودم که من کلی شادی می شناسم، نگفته بودم؟ - چند هفته پیش نامه داده بود-برقی- که فلان تاریخ ایرانم و تا سه دی مشهدم و بعد تهران. چطور می تونم بچه هارو ببینم. جواب داده بودم-برقی- که چه نشستی که در خوش شانسی دست مارو از پشت بستی و پنج دی قرار گروهی ماست و چنین و چنان و این هم تلفن من و رسیدی زنگ بزن. زنگ نزد تا همین امروز که روز قبل قرار سه ماه یکبار ما باشه. بعد از کمی گپ و گفت می پرسه که دخترهارو کجا ببرم بگردونم؟ کمی فکر می کنم به تمام مکان های سرپوشیده ای که این روزها میشه بچه ها رو برد. می گم یک زمانی سیرکی تو پارک پردیسان بود، اگه هنوز باشه.. تیراژه هم هست، سرزمین عجایب. امم خوب بولینگ عبدو تو شریعتی. البته به ما - من و تو که خونه مادرت هستی فعلا - دوره و به ترافیک نمی ارزه. همین دیگه. بعد شرمنده میشم از بضاعت کم پایتخت برای فرزندانش که بعد از چند سال دوری اومدن و احتمالا کمی که عقلشون برسه -سال های بعد- سر اومدن به مام وطن با باب وطن و بقیه به جنگ و جدل می پردازند لابد. حالا فردا با بچه دارها یک شور و مشورتی بکن. باشه تا فردا. برمی گردم خونه مادرم. بالاخره هفته ای یکبار بچه به مادربزرگش می رسه خوب. می خوام برم دندان پزشکی درمانگاه پشت خونه مادرم. زنگ می زنیم جواب نمی دن. ولو میشم روی تخت . همین جور خواب و بیدار فکر می کنم که کجا ببریم دوقلوهای شادی رو؟ آخ چه خوب که مجبور نیستم پاشم و ببینم سام داره چیکار می کنه. اصلا چطوره بریم خونه میترا ت. هم دو تا بچه هم سن و سال دوقلوها داره. هم خونه اش بزرگه. هم کلی اسباب بازی دارن. هم بچه هاش ماشالا از دو سالگی زبون انگلیسی حرف زدن تو مهد کودک و مدرسه و آداب معاشرت می دونن. آره همین بهتره حالا فردا بهش میگم. حالاتا فردا.. گل مریم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 0:26 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|