![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
سلام بچه ها
چه حال چه خبر؟ داشتم فکر می کردم تریبون آزاد به این خوبی داریم ولی چه خالی مونده.... پس کجان زنان؟ من خودم تا حالا کجا بودم؟....من یه کم گم شدم تو فراز و نشیب این زندگی... زمستون هم خیلی سرد و طولانی شد، انقدر که شعله دل م را خاموش کرد، اما حالا تمام گلدانهای بالکن خونه غرق رنگ شده ... خونه جدید، روزهای جدید، سال جدید.... کنتور دوباره از صفر شروع کرد انگار.... شما خوبین؟ بچه هاتون، همسراتون، خونه هاتون، کوچه هاتون، شهراتون؟ من سال نو تهران بودم... تهران خیلی بهاری و دل انگیز بود، یه روز آروم(از این روزهایی که نادرن تو تهرون) از خیابون سهیل سرازیر شدم پایین... نرجس سر جاش بود یاد آزاده و مهسا و نسترن، لیلا وساتگین کردم که وقتی دانشپژوهان جوانی بودیم با هم اون تو، عدسی تلسکوپ می سابیدیم! رسیدم به بیمارستان میثاقیه ( اسم جدیدش ؟!) همونجایی که به دنیا اومدم.... بعد مدرسه خودمون از ۱۱ سالگی تا دیپلم.... باز ادامه دادم دست چپ مدرسه پسر خاله ام، خاطره اولین شیطونی ها اولین پسرها.... به فلسطین که میرسم دبستانم : دبستان رویا که بعدترها، همون موقعی که روسری های گل گلی کلاس اول شادی جاشو به مقنعه های سیاه وخاکستری کلاس دوم توحید داد، اسمش شد دبستان ایمان. تکون نخورده، عینا همون ساختمون قدیمی با بالکن گرد کلاس پنجممون، پنجم صالحین.... سوم یادمه سوم عدل بود و چهارم.... یادم نمیاد... عددهای فرزانگان راحتتر بودن مخصوصا مال من : ۱\۳، ۲\۳، ۳\۳، بعد هم ۱\۱، ۲\۱، ۳\۱، ۴\۱ توی کوچه نرجس ساختمون زیبای آجریی هست که اون هم از خوش شانسی به جا مونده، اگه گذارتون به اون ورا افتاد یه نظری بهش بندازین شاید دیگه هرگز دیدن یک همچین ساختمونهایی نصیبتون نشه.... دست راست میرم تو طالقانی، سینما عصرجدید با اون کنتاکی تخمی بغلدستش و روبرو آبمیوه کردستان که ما میچپیدیم توش سیگار بکشیم و برنامه جشنواره مون را بالا پایین کنیم، تعداد فیلمهای تیک خوردمون را با هم مقایسه کنیم، کل کل می کردیم، به فیلم هایی عاشق می شدیم و از فیلم هایی متنفر، جشنواره فجر، بهترین زمستونهای دنیا..... میپیچم سمت چپ، انقلاب، کتابفروشیها، ول ول چرخیدن جلوی ویترینها، عکس شاملو، فروغ، نیما، بوی کتاب، ساندویچ کوکوی سبزی.... دانشگاه تهران، روز اول دانشگاه، خوش و خرم با بهناز از پله های فنی میرفتیم بالا که یارو دربونه به من گفت نیشتو ببند!!!! موهاتو بکن تو! دعوا شد و طرف کارتمو گرفت... هیچ وقت دیگه نتونستم اون دانشگاه را دوست داشته باشم ولی به در «۵۰ تومانی» که می رسم یاد درگیری ها می افتم، یاد اون روزی که همه جمع شده بودیم تا خاتمی بیاد برامون حرف بزنه، یاد کلاسهای بابک احمدی تو دانشکده حقوق، یاد اولین عشق، یاد رییس انجمن اسلامی که تو راهروها دنبال ایلا میدوید چون موهاش بلند بود و اون موقع ها قدغن، همون رییس چشم زاغی که بعدترها اپوزیسیون بود و ایلا دیده بودش وقتی وسط میدون ولیعصر از چند تا قلچماق تر از خودش کتک می خورد، یاد عکس ها و قصه های مامان بابام هم میافتم اون موقع که اون ها دانشجوی همین دانشگاه بودن، روزهای انقلاب، جنبش دانشجویی، روزهایی که قرار بود از بام وطن سپیده بدمه.... به میدون انقلاب که میرسم از وسط عکسهای گلزار و رادان و گلشیفته و نیکی راه باز میکنم به خاکشیر فروشی.... زیادی شیرینه، مث ایرون، مث کودکی، انقدر که گلوی آدمو میسوزونه.... تاکسی میگیرم تا از این محله که همه تاریخ جغرافیای من و کشورم را در هم تنیده هر چه زودتر فرار کنم........ کنجکاو و پر آرزو باشین می بوسمتون پرشنگ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:27 توسط کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
|
|
تابستونم اومد و مفهومش یه قرار دیگه است. البته من یادم رفته بود و گل مریم جون دیروز یه سر اومد خونمون و بهم یادآوری کرد. منم گفتم اینجا بنویسم تا اونهایی که یادشون رفته بدونن این پنجشنبه یعنی ۶ تیر قرار تابستانمونه. همون مکان و زمان همیشگی.
گلی جون مرسی بابت دیروز، خیلی کمک بزرگی بهم کردی. ماشین سام هم خونمون جا مونده که برات پنجشنبه میارم. شهرزاد جونم ، اگه هنوز اینجا رو می خونی بابت محبتهای تو هم خیلی خیلی ممنونم. شاد باشید و سلامت.... زهره خ
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 14:45 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|