![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
شهره جان این احساس که زندگیمون به گا رفته یا داره می ره به نظرم مثل موج سینوسی می مونه و تو یک زمانهایی پیک می زنه. وقتی آرشیو وبلاگو نگاه می کنم می بینم که اینجا هم هر از گاهی این حس اومده و رفته. یا فکر اینکه من چه کاره می شدم بهتر بود. حالا خوبه از اول دبستان همش انشا می خواهید چه کاره شوید نوشتیم! چند وقت پیش صبحها تلویزیون سریال پزشک دهکده و مزرعه پامفیلد رو پخش می کرد. شاید یادتون بیاد که شخصیت مرکزی این فیلمها یک زن بود که با مشکلات مختلف مبارزه می کرد و از زندگینامه اونها ساخته شده بود. این مشکلات همون مسائل روز مره زندگی بودن ولی فیلم مثل یک قهرمان به اونها نگاه می کرد. اون موقع به فکرم رسید که بگردم ببینم چه زنهای موفقی در ایران داشتیم. با کلی گشت و گذار در اینترنت و البته استفاده از ف ی ل ت ر شکن (چون کلمه زن رو نمی شه سرچ کرد!) یکی دو تا کتاب پیدا کردم درباره زنان موفق. فقط یک مشکل وجود داشت. همه این زنان متعلق به صدر اسلام بودن! راستش کتابهای زنهای نویسنده هم که تو چند سال اخیر چاپ شده همین احساسو به آدم می ده. مثل "دیگری" یا "انگار گفته بودی لیلی" فیلمها رو که دیگه نگو. حالا نمی دونم واقعا زن موفقی نبوده یا زنهای موفق یه جایی قایم شدن یا اینکه ما اصلا باید زاویه دیدمون رو عوض کنیم. همون موقع تصمیم گرفتم که یه کتاب از زنهای موفق جمع کنم. فقط کی اش رو خدا می دونه! شاد باشید مریم ق
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 12:27 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
تا مدتها فکر میکردم فقط موقع گرم کردن شیر باید چهارچشمی مواظب باشم تا سر نره و همیشه سر میرفت. بعد ترها که وارد زندگی مجردی و آشپزی نصفه نیم بند شدم دیدم ای داد بیداد پباز سرخ کردن هزار بار بدتره یک لحظه که چشم از گاز برمیدارم پیاز جزغاله میشه و دوباره از اول باید پیاز خرد کنم . مدتها دنبال یک راهی برای درست کردن پیاز داغ طلایی خوشرنگ میگشتم از سرکه گرفته تا شکر و زعفران و هیچوقت هم مثل مامانم پیاز خوشرنگ سرخ نکردم که نکردم، مامانم هیچکدام از این کلک ها را بلد نیست فقط دلشو میده به کار و حواسش جمعه ، الان مدتیست ( در آسنانه 32 سالگی) فکر میکنم همون بلایی را که سر شیر و پیاز آوردم دارم سر زندگیم میارم و زندگی میگذره!! پیوست1: مدتیه دارم یک دوره مدیریت میگذرانم و بحث روی تفکر سیستمی است. یک بحثی که مطرحه اینه که یکی از دشمنان موفقیت خود موفقیته یا بهتر بگم آدمهای موفق هستند. حالا مفصلشو بعدا مینویسم براتون. پیوست2: من خوبم و به جز تنبلی مفرط مشکلی فعلا ندارم و ملالی نیست جز دوری دوستان که به زودی زود برطرف خواهد شد، خلاصه افسرده نیستم گیر ندید.مرسی پیوست3: شما هم شنیدید "ط" داره مامان میشه؟؟ خوش باشید شهره |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 12:23 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|