![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 22:1 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
ترو خدا یکی اینجا رو درست کنه. الان بیشتر از یک ساله که نمیتونم صفحه رو باز کنم. آی ملتتتتتتت! آی مسلمونا یکی کاری بکنید. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 14:41 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
وای بچهها چقدر دلم میخواست من هم میتونستم بیام مدرسه و آقای حلی و کاظمی و بقیه رو ببینم. اگه عکسی چیزی دارین شدیدا خواهانم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 4:45 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
اول از همه از دوستان گلم که تبریک گفتم تشکر می کنم, ولی باید بگم واقعیت امر اینه که همچین آش دهن سوزی هم نیست! آخه تا دلتون بخواد از الفاظ قشنگ برای عناوین کاری استفاده می شه اما نتیجه کجاست! خدا می دونه ! فقط از اینکه تغییری اتفاق افتاده خوبه.
آرزو جون درسته سرقت به همراه دیگر عزیزان از طرف من بود اما پوستر دست گلی یا آزاده یا نیلوفر ه که اسکن رو از این عزیزان طلب کنید. گلی جون، کم دلگیر شو خانومی! اگه قرار بود همون دختر بچه های حیرون باشیم که اول از همه خودمون از این یکنواختی خسته می شدیم. البته هنوز حیرون هستیم، اما زنان سی و یکی دو ساله حیرون! که هنوز درگیر اینیم که خوب حالا چی می خوایم از زندگی! زهره خ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 7:50 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
آرزو گفته :بچه ها جون جای همتون خالی بود.من و بیتا و آزاده و گلی و زهره خ و نیلوفر از 73 ایها بودیم.خیلی خوش گذشت.فقط حیف شد که آقای نیوشا به دلیل کسالت نتونستند بیان و فیلمشون پخش شد.قرار شد اگه نیلو موفق بشه یه روز بریم ملاقات.با کاظمی و حلی و غیاثی و حاجی بنده عکس گرفتیم.زهره یه پوستر که عکس نیوشا روش بود سرقت کرد تا اسکن کنه برامون بفرسته.کاظمی خیلی فرق کرده بود. بیتا هم نوشته : خیلی خیلی خوش گذشت، جاتون خالی کلی یاد گذشته ها کردیم، امفی تئاتر و اون اتاق پشتش فکر کنم تنها جاهایی بودن که تغییر نکرده بودن، کلی قرتی بازی به مدرسمون اضافه شده بود که نمی گذاشت درست و حسابی بریم تو حال و هوای اون روزا، اما هنوز می تونستیم از لا به لای اون پارتیشنا و درهای شیشه ای باکلاس، همون کلاسای قدیمی، کارگاه، آزمایشگاه شیمی و فیزیک و زیست شناسی و اتاق مهین خانوم را تو ذهنمون زنده کنیم، راستی یه چیز دیگه هم تغییر نکرده بود : نیمکتای سبزمون، کهنه شده بودن، اما فکر کنم همونا بودن. گلمریم : ببخشید که عکسه باز نمیشه. اگه روش کلیک کنید میتونید توی فوتوپیج ببینیدش تا خانوم مهندس یه چیز درست و درمون جاش بذاره. خوب شما بگید. اگه شما با تصور اون عکس پایینیه میرفتید و با صاحب این عکسه روبرو میشدید که اصلا هم دیگه ترسناک نبود و مدام دلش میخواست فرار کنه و بره، اگه به جای نیوشا با شبح خندون نیوشا روی یک صفحه خیالی روبرو میشدید، بدون ابهت اون سالها، به شکل پیرمرد لرزونی که نشسته با سکر بی خیالی اعصابشو تخدیر میکنه، آیا آیا آیا دلتون نمی گرفت؟ و آیا به این حقیقت دلگیر نمیرسیدید که شما هم دیگه اون دختربچه حیرون سالها پیش نیستید، و اکنون زنی تنهاست، اکنون زنی تنهاست؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 0:7 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|