تبليغاتX
یاد باد آن روزگاران ... یاد باد
ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود
 

سلام.

نمی دونم چند وقته که می خوام بنویسم و نمی نویسم. عجب بلاییه این لغت بعدا" !

یک کتاب قشنگ به اسم "رویای انشتاین" را امشب تمام کردم.  تعبیرهای مختلف  از زمانه. دنیایی هست که زمان در آن یک سیکل بسته است و همه چیز محکوم به تکرار شدن. دنیای دیگری هست که در آن زمان منقطع است و با فاصله . مثل دنیای کوانتوم که در ان ذرات می پرند به این دنیا و می پرند به دنیای دیگر ی که در آن ناپدید می شوند. دنیای دیگری هست که در آن زمان مثل فضا بعدی است که می توانی در آن به جلو یا عقب بروی و حتی انتخاب کنی که در یک مقطع چقدر بمانی.

از همه دنیا های کتاب یکی بیشتر از بقیه در ذهنم مانده. دنیایی که در آن پایان مشخص است. یک سال به پایان بازرگانی متوقف می شود. یک ماه به پایان مدرسه ها می بندند. یک روز به پایان همه به هم برابر می شوند و یکدیگر را می بخشند ... خیلی فکر کردم اگر واقعا" فقط یکسال از این دنیا مانده بود فردا چطور از خواب پا می شدم؟

آزاده ط

 http://www.txtwriter.com/Bookshelf/bookreviews/Einsteinsdreams.html

این لینک بالا را هم ببینید راجع به کتاب.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 6:9  توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان | 
شلوغه خیلی شلوغ. باید یه کاری بکنم یعنی چه جوری بگم استاد خواسته که پرونده علمی یک فرد ایرانی که مایله بیاد اینجا رو بررسی کنم و نظرم رو بگم. این شخص گفته شده که استاد هستش. من تا حالا ۴ تا از مقالاتش رو بررسی کردم. چیزی که خیلی عجیبه اینه که اینها همه اش تقریبا یکی هستن. دارم آتیش می گیرم. شنیده بودم تو این گیر و دار بالا بردن تعداد مقالات از ایران خیلی ها هم در این بین مقاله های تکراری چاپ می کنن ولی دیگه با چشم خودم اینجوریش رو تا حالا ندیده بودم. (البته همه محققین رو نمی گم ها اشتباه نشه) آخه چه اجباریه من نمی فهمم. یه وقتی نسل قبلی ها رو مسخره می کردیم که برای دلایل مسخره همه اش مبل و تیر و تخته تو خونه هاشون پر می کردن برای قیافه٬ حالا باید جامعه علمی رو ببینیم که برای زیاد کردن تعداد مقاله و قیافه اومدن عملا همه اش مقاله های تکراری... موندم به استاده چی بگم... اینجاست که می گن تف سر بالا. کاری گیر کردیم ها...

تو این فصل ناز پاییز بوی خیلی قشنگ یه گل خاصی خیلی به مشام می رسه تو اغلب خیابونها. انگار گلها هم دارن برای آخرین بوسه های این باد وحشی و بی وفای پاییزی عشوه گری می کنن٬ معلوم نیست واسه چی. یاد خونه کوچیکی افتادم که وقتی بچه بودم اونجا خیلی شاد بودم و همبازی بچه های خیابون. اون خونه انقدر بزرگ نبود که نشه بوی گل محبوب شب رو که مامانم اونهمه دوسش داشت حس نکرد تو حیاط خونه. یادمه تابستوها تو اون حیاط وقت عصری دور هم بودیم با بستنی که مامان برامون سهم می کرد و پاییزها با سیب زمینی سرخ کرده که می خواست با این کار من یکی از چیپس خوردن هر روزه بیوفتم چون معتقد بود غیر سالمه.

زهره جان عزیزم برای تحصیل در ژاپن شاید این لینک بد نباشه http://japanlife2005.blogspot.com/2005/09/blog-post_23.html

همچنین بقیه لینکها در وبلاگ بالا. برای بورس از سفارت ژاپن تو ایران هم می شه اقدام کرد. برای اینکار بهتره وبسایت سفارت ژاپن در ایران رو ببینی. اطلاعات خوبی داره. اینجا هم خوبه http://www.asij.ir/

 قدم اول برای تحصیل در ژاپن به نظر من پیدا کردن استادی هستش که قبول کنه با اون شخص کار کنه. من خیلی خوشحال می شم در این زمینه بیشتر صحبت کنیم٬ اگه نیازی داشته باشی. با ایمیل هم راحت میشه در تماس بود. ایمیلم رو که داری نه؟

خوش باشین

ربابه ر

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 9:13  توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان | 

دلم یهو سر صبحی برای اینجا تنگ شد. ببخشید  اومدم یه خورده اینجا ...ناله کنم. آخه خسته ام. ضمن اینکه تجربه وبلاگ خوانی-نویسی نشون داده که وقتی حالت بده و میای نک و ناله میکنی خیلی همه همدلی میکنن تا وقتی که مثلا خوشحالی و به قول یه دوستی از پخت قورمه سبزی و اینجور چیزا مینویسی!

باری زندگی کمی تا قسمتی سخت میگذره. هر روز با بدوبدو و صبحونه دادن نصفه نیمه به سام و جمع و جور کردن و عوض کردن و بردنش به مهد شروع میشه. راحت ترین بخشش وقتیه که میام سرکار. گاهی هم سری به وبلاگ میزنم که ربابه با شجاعت به نوشتن درش ادامه میده. ساعت ۴ میرم دنبال سام و بعد خونه و شام و جمع کردن صد باره همه اون چیزایی که سام ریخته. با اصرار، نمیخوابونمش که شبها زود بخوابه و وقتی خوابید با چشمای نیمه باز فیلمی نگاه میکنم و بعد میخوابم. آشفتگی همیشگی خونه معمولا رو اعصابمه. هر روز به این فکر میکنم که امروز بعد از کار، کجا و خونه کی میتونم برم که هم به خونه نزدیک باشه هم کمی استراحت کنم و هم حوصله سام رو داشته باشن. متاسفم اگه با این انگیزه های پیش پاافتاده میام پیشتون ولی چاره ای ندارم چون همش خسته ام. در همین راستا چند روز پیش رفتم خونه زهره خ. خیلی خوش گذشت و کلی آرامش پیدا کردم. چقدر دوستی خوبه و گذر زمان ارزش اونو برای آدم صدچندان میکنه. تو این هاگیر واگیر یک کتاب خوندم به اسم " پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند. " البته شاید اسمش دقیقا این نباشه الان یادم رفته! یک نگاه طنز آمیز و قشنگی به کتاب های مارسل پروست داره. تو یه قسمتی میگه که پروست اصلا از این صفتهایی که ما به احساساتمون میدیم و کاملا روتینه خوشش نمیومده و اصرار داشته که احساساتشو در مورد اتفاقات و یا مثلا دیدن ماه دقیق بیان کنه. مثلا اگه این پست منو میخوند کلی حرصش میگرفت که که من میگم "چقدر دوستی خوبه" خوب که چی؟ دوستی خوبه یعنی چی؟ یعنی من دقیقا چه احساسی دارم؟ احساس میکنم که دایره لغاتم خیلی محدودن و نمیتونم اونچه رو که احساس میکنم به خوبی بیان کنم. مثلا چند وقت پیش تو ماه رمضون، یک شب مامان رضیه زنگ زد به من که خداحافظی کنه. داشت میرفت فرانسه پیش پسرش و از اونجا هم آمریکا پیش رضیه و اون یکی پسرش. یادم اومد که آشنایی من با مامان رضیه دقیقا ماه رمضون سال قبلش افتاد و اون موقع شب که من داشتم شام میخوردم و اندکی لول بودم و مهمون داشتم و کلا حال خوشی داشتم،  از اون خداحافظی دلم گرفت. حالا اگه بخوام بهتون بگم که دقیقا دلم از چی گرفت باید یه وبلاگ درست کنم و در مورد احساساتم از تلفنی که سرشام، وقت اندکی مستی بهم میشه و ازم خداحافظی میشه براتون بنویسم و بنویسم که یاد این جمله تو کتابا افتادم که میگه : " اون آخرین باری بود که من خبری از ایکس شنیدم و دیگه هیچ وقت ندیدمش" بگذریم.

باقی بقایت، جانم فدایت....

گلمریم

پی نوشت: مریم مومنی یک سایت راه انداخته برای خوانش تاریخ بیهقی. اینم از اون کارائیه که دلم میخواد دنبال کنم. برای امروز قرار بوده که ده صفحه اولشو بخونن. اگه دوست داشتید برید اینجا. یادش بخیر حسنک وزیر و کلاسهای خانوم نورمحمدی.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 9:39  توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ،
قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم.

پیوندهای روزانه
سایت فرزانگان
فراوانی اسامی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته سوم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته اوّل بهمن 1384
هفته چهارم دی 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
آرشیو موضوعی
نیلوفر
رضیه
گل مریم
آزاده ط
بیتا
شهره
پرشنگ
زهره خ
بهار
مریم ق
ارکیده
آزاده ا
شادی ر
شیوا
فرزانه
ماندانا
ربابه ر
مریم ش
مژده
زینب
زهره م
کینوش
ریتا
آمی تیس
لیلا ر
مهتاب م
فاطمه م
سحر
میترا
نسترن ه
گلاره
مریم م
فروغ
شهرزاد
لادن
آرزو
مصی ط
پونه
مهسا
ملیحه
اکرم
مهتاب ک
شکیبا
مهرناز
سیما
نویسندگان
اهالی 66 تا 73 فرزانگان
مدیریت
اهالی 66 تا 73 فرزانگان
کلوپ خصوصی (فقط خودمان)
پیوندها
ایجاد تغییر یا مطلب جدید
Farzanegan73@blogsky
کوچی دیگر(ارکیده)
خورشید خانوم
زن نوشت
امیر مهدی حقیقت
یک لیوان چای داغ
rooz online
نیک آهنگ
مهرانگیز کار
ابراهیم نبوی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM