![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
آخر هفته ای بعد عمری تو خونه نشستن و درو دیوارو نگاه کردن، احساس باحالی بهمون دست داد و تصمیم گرفتیم دست شوهر و بچه رو بگیریم و بریم یه سفر یه روزه به کاشان و اون حوالی. ساعت پنج عصر پنج شنبه همه وسایلو برداشتم و با سام رفتم دنبال علی. بچه از همون اول شروع کرد به زنجه موره . بعد از سوار شدن علی از اونجایی که پاکت شیر توسط این یه الف بچه چپه شده بود کف ماشین، رفتیم و یه دونه شیر خریدیم و سریع ریختمش تو شیشه و چپوندم تو دهنش. خوشحال از اینکه برای ۵ دقیقه سروصدا نمیکنه از بین صندلیها خزیدم و رفتم جلو سر جام نشستم. دوباره سام شروع کرد به غرغرو شیون. خلاصه دوباره به همون شیوه مالوف رفتم پشت و از تو کریر درش آوردم . یه کمی که بازی کرد بغلش کردم . اونم نامردی نکرد و کل شیری رو که خورده بود به همراه ناهارش بالا آورد روی مانتو و شلوارم. یعنی تنها مانتو و شلواری که همراهم بود! این یه چشمه رو دیگه ندیده بودم. کنار یه کیوسک پلیس با دو تا منبع آب که بعدا کاشف به عمل اومد که خالی هستن ایستادیم. سامو عوض کردم خودمم یه شلوارک که تا زانوم بود پوشیدم و برای تنبیه نیروی زحمتکش پلیس که آب نداشت پوشک کثیف سام رو با محتویاتش همونجا براشون یادگار گذاشتم و ثابت کردم که یه ایرانی اصیلم که دق و دلیمو اینجوری خالی میکنم. خلاصه ساعت ۸ شب رسیدیم کاشان. اول گشتیم دنبال داروخونه تا برای سام سرلاک بخریم. بعد نوبت مانتوی من بود. کل خیابون امیرکبیرو که دراتزترین خیابون کاشانه رفتیم و اومدیم تا بالاخره یه مانتوی سفید خوشگل که نشان دهنده فرهنگ منحط غرب و نفوذش به اقصی نقاط میهن عزیزمونه پیدا کردیم و خریدیم. یه وقت فکر نکنید با اون سر و وضع رفتم و مانتو پرو کردما نه! علی این وظیفه خطیرو به عهده گرفت که مانتو هارو بیاره و به من نشون بده. منم با هوش خداداد خودم اون مانتو سفید کوتاهرو انتخاب کردم. دیگه برم که این بچه رسما...... گلمریم |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 18:13 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|