![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
خسته و بیحال و دلگیر و غمگینم. آماده گریه کردن. ناراضی. نمیدونم چم شده. چیزی نیست که خوشحالم کنه. سام چند روزی مریض بود. اسهال همراه با سوزش و سوختگی باسن. طی یک ماه و نیم اخیر فقط ۲۵۰ گرم وزن اضافه کرده. شاید به خاطر همین چیزاست که انقدر دلم گرفته. یه شبایی وقتی به کل روزم نگاه میکنم میبینم که به جز شستن کون بچه و پوشک کردن و غذا پختن و غذا دادن بهش کاری نکردم. اونوقت با چشایی که داره از خستگی رو هم میفته میشینم و فیلم می بینم. مثلا فیلم "آپارتمان" بیلی وایلدر، یا "گناه اصلی" با بازی آنجلینا جولی و یه فیلمنامه هم خوندم از بیلی وایلدر عزیزم به نام " غرامت مضاعف" نمیخواستم ناراحتتون کنم ولی یادمه که یه وقتایی نوشتن تو اینجا کلی بهترم میکرد. شاید بازم معجزه ای اتفاق بیفته. گلمریم خسته بی حوصله پی نوشت: نشستم پشت کامپیوتر محل کارم و تند تند تایپ میکنم. همکارم از اونور میگه از فیلمای جشنواره خبر نداری؟ بدجوری نگاهش میکنم. بهم میگه ببخشید و دوباره سرش میره تو روزنامه. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 10:53 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
سلام دوست جونا :)
من اعظم هستم . بالاخره بعد از شونصد بار گرفتن Id , Pass فرصتي دست داد كه بيام عرض ادب و احوالپرسي كنم :) خوبين خوشين سلامتين ؟:) عيد غدير مبارك :) نميدونم شما هم مثل من از هرگونه جشن و پايكو بي با ربط و بي ربط استقبال مي كنيد يا نه به هر حال اميدوارم تعطيلات ژانويه اونوريا و عيد ها و تعطيلات اين وريها پربار و پرطراوت باشه براي همه :)
امروز وبلاگ خوب بود سرعت بالا اومدنش ... من كه هر دفعه يه سر ميزنم فكر ميكنم اشتباه اومدم چون با دفعه قبلي خيلي فرق ميكنه :)))
راستي 5-6 سال پيش روي blogspot من وبلاگ داشتم ، راضي بودم حضرات كارشناس ميخواين اون رو هم يه امتحان بكنيد :)
مهتاب مهربان قرار بود ما رو خونت دعوت كني چي شد پسرم ؟:) ؛)
پونه جان علائم حياتي از خودت نشون بده خوبي نازنين ؟
گل مريم و نيلوفر عزيز مرسي كه smsي هم اطلاع رساني ميكنيد .
زياده عرضي نيست ؛)
شب و روز خوش به اميد ديدار
اعظم م
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 13:1 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
شباهنگام در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگان اند
دران نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام گرم یاد آوری یا نه. من از یادت نمی کاهم تو را من چشم در راهم... دوستای عزیزم اومدم سری بزنم و یک چاق سلامتی یی بکنم... خوشحالم که همه براهید و امیدوارم این سال جدید ۲۰۰۷ را خوب وخوش شروع کرده باشید ما هم جاتون خالی تعطیلات دلچسبی داشتیم که کمی خستگی بدو بدو های ماه دسامبر را از جونمون در کرد و حالا از فردا دوباره جنب و جوش شروع می شه. از خوندن داستان شب یلدا کلی خندیدم، به کل یادم رفته بود که اسم آقای طلایی زبون بسته دراطلا بود ولی هر چی فکر کردم یادم نیومد چرا اسمش این بود. انقدر دلم یه ساندویچ سوسیس با نون سفید مهین خانوم را خواست، عجب خوشمزه بودن، اصلا قصه غذا خوردن هامون توی مدرسه بخصوص نزد دوی ولی ها شاهکار بود، عین قوم بربر به غذاهای هم حمله می کردیم. ریتا خانوم ، شنیدم که داری می ری به سرزمین کانگوروها :) سلام ما را به آقای پتیبل و کیت و لوسین برسون. استرالیا باید خیلی سرزمین سبز و زیبایی باشه. حالشو ببر... بهار ، تو کجایی ؟ چرا یک خط برامون نمی نویسی؟ خیلی مخلصتونم پرشنگ از این لغت اون ور آبیها خیلی حال میکنم... این حس را میده که وطن یه جزیره ست... جالبه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:23 توسط کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|