![]() |
![]() |
|
| ما هنوز هم باور داریم: همراه شو عزیز! تنها نمان به درد،کاین درد مشترک، هرگز جداجدا، درمان نمیشود |
|
سلام بر همگی
من این نوشته را از تهران می نویسم . ماندا نا جان من که خیلی دوست داشتم بیام ولی متاسفانه از هیچ دوستی خبری نشد و من نمی دونم کجا و چه ساعتی . به هر حال به همگی خوش بگذره . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 8:36 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
اول از همه تولد همه بچه هایی که تو این ماه به دنیا اومدن خیلی مبارک، شهرزاد، کینوش و بقیه ای که من نمی دونم.( با عرض شرمندگی) بعد هم قرار پنجشنبه مون یادتون نره، ساعت 1 ، همون جای همیشگی. یه خبری دارم که میتونه هم خوشحال کننده باشه و هم ناراحت کننده. "ریتا " هم داره میپره . آخرین روزهای ایران موندنشه و به زودی به جمع دوستای اونور آبی اضافه میشه. برای همین هم خواست که فردا هرکی میتونه بیاد چون احتمالا آخرین فرصت برای دیدن بچه هاست. تا بره و کی دوباره برگرده.... تا فردا ماندانا |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 11:26 توسط اهالی 66 تا 73 فرزانگان |
|
|
سلام دوستای گلم.
شب یلداتون مبارک. نمیدونم چرا امشب اینقدر یاد شب یلدای سال چهارم دبیرستان کردم. شاید بیشتر از هر زمان دیگر. رفتم یه سر به آرشیو وبلاگ زدم مطلبی در این مورد ندیدم. هی سعی کردم خاطرات رو به یاد بیارم، ولی بیشتر از خاطره، یه حس بود که به یادم میومد. یعنی اینکه اصلا یادم نیومد اون سالاد اولیه شام از کجا پیدا شد ( اشتباه نمیکنم؟ شام سالاد الویه داشتیم، نه؟)، یا اینکه همین الان یادم افتاد که ظاهرا ما فردای شب یلدا رو مدرسه موندیم نه خود شب یلدا رو، یا اینکه ... . اما اون حسی که ازش صحبت میکنم یه حس سرمستی و سرخوشی ناشی از شب بیدار موندن و نشستن تو هوای سرد تو حیاط مدرسه با رفقای همیشگیم هست که هیچ وقت از یاد و دلم نمیره. جای خالی نیلوفر تو این وبلاگ خیلی احساس میشه. نیلوفر جون، کاش میتونستی چند خط در مورد اون روزا برامون بنویسی. راستی ما فردا عازم واشنگتن دی سی هستیم تا چند روزی استراحت کنیم. اگه از دوستان عزیز کسی اون طرفا زندگی میکنه خوشحال میشم دیداری تازه کنم. هفت آذر به همگی خوش بگذره. راستی: در راستای غیبت نیلوفر عزیز اعلام میکنم که تولد من در راه است. پیشاپیش از تبریکات شما عزیزان سپاسگزارم دوستدار همگی شهرزاد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 3:48 توسط کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اینجا وبلاگ مشترک بچه های فارغ التحصیل سال 73 مدرسه فرزانگانه،
ایده اولیه از ماندانا بود و تصمیم به اجرایش از نیلوفر ، قراره اینجا محلی باشد تا همه از حال و روز خودمان و کسانی که خبر داریم بنویسیم تا اینقدر بی خبر از هم نباشیم و یاد آن روزهای خوب که با هم می خواندیم همراه شو عزیز.... را زنده کنیم. |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت فرزانگان فراوانی اسامی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
اهالی 66 تا 73 فرزانگان مدیریت اهالی 66 تا 73 فرزانگان کلوپ خصوصی (فقط خودمان) |
| پیوندها |
|
ایجاد تغییر یا مطلب جدید Farzanegan73@blogsky کوچی دیگر(ارکیده) خورشید خانوم زن نوشت امیر مهدی حقیقت یک لیوان چای داغ rooz online نیک آهنگ مهرانگیز کار ابراهیم نبوی |
|
RSS
|